السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

18

مقدمه نقض و تعليقات آن

5 - مجلس چهارم تحت عنوان « محمد بن ابى بكر » ، ص 112 ، « آنكه گويند كه شيعيان - و او شاب تائب باشد » ( س 7 - 9 ) . 6 - مجلس ششم تحت عنوان « حكيم سنائى غزنوى » ، ص 282 ، « كه بارى تعالى در قرآن - ثُمَّ كَفَرُوا » ( س 2 - 3 ) . 7 - مجلس هشتم تحت عنوان « مأمون بن هارون الرشيد » ، ص 356 - 357 « يكى از ناصبيان كج فهم در بعضى از مؤلفات بىمغز خود ايراد نموده و بعضى از اهل فهم و اجلهء صائب سهم در ازالهء آن وهم فرموده‌اند از عنوان « ازاحة و هم و انارة فهم » ( كه در سطر 17 ص 357 است ) تا عبارت « و الحمد للّه رب العالمين » ( كه در سطر 25 ص 358 است ) . 8 - مجلس يازدهم تحت عنوان « منصور بن سلمة بن الزبرقان النمرى » ، ص 459 ، « و مذهب شيعهء اماميه - قبول نكنند » ( س 31 - 34 ) . بيان اين اجمال آنكه دليل مورد اول ضمن اشاره ببعضى موارد استفادهء قاضى ( ره ) از عبارت كتاب و ذكر آن در كتاب « احقاق الحق » خواهد آمد و دليل مورد دوم نيز در صفحهء 650 كتاب نقض ذكر شده است . اما مورد سوم عبارت كتاب نقض همانست كه در صفحهء 722 و صفحهء 482 ملاحظه مىشود و عبارت قاضى ( ره ) نيز اين است - « پسر نوح اگر چه پيغمبر زاده باشد هالكست و مؤمن آل فرعون اگر چه پيغمبر را نديده باشد مسلك نجات را سالكست ، و لهذا اهل سنت نيز ميگويند كه بلال حبشى بهتر است از ابو طالب قرشى با آنكه مصاحبت و قرابت ابو طالب بيشتر است و بر اين قياس بايد كه آيهء « إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ » دلالت بر ايمان يار غار نكند همچنانكه آيهء « يا صاحِبَيِ السِّجْنِ » دلالت بر ايمان يار زندان نكند ، و گفتن « اخواننا بغوا علينا » دلالت بر نجات باغيان نداشته باشد همچنانكه خواندن كافران را برادر پيغمبران در « إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً ؛ وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً ، وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ » و مانند آن دلالت بر سلامت عاديان ندارد بلكه كافر بدوزخ رود هر چند خدايش برادر هود و صالح [ خواند ] و پيغمبرش صاحب و مصاحب گويد ، و خارجى بدوزخ رود اگر چه على او را برادر خواند و « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا » گاهى مشعر بتعظيم و اجلال باشد كه اهانت و اذلال « ثُمَّ كَفَرُوا » از دنبال نباشد ، و « رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ » گاهى موجب رضاى ابدى بود كه « فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ » در عقبش مشعر ببدى نباشد ، و قول « اخواننا » آنگاه دلالت بر محبت و ميل كند كه هول « بغوا علينا » در ذيل نباشد » . و عبارت قاضى ( ره ) در مورد چهارم در ذيل عبارت متن در ص 420 كتاب نقض ذكر شده است فراجع ان شئت . و عبارت قاضى ( ره ) در مورد پنجم اين است : « تنبيه » - اهل سنت و جماعت معاويهء طاغى را بسبب أم المؤمنين خال المؤمنين